هنر نقاشی تمدن‌های مصر و بین‌النهرین

 

هنر نقاشی تمدن‌های مصر و بین‌النهرین

 

 نقاشی مصر باستان

 تمدن مصر باستان از ۳۲۰۰ قبل‌از میلاد و با دوره پادشاهی کهن مصر آغاز می‌شود. ویژگی نقاشی مصری ایستایی و ابدیت‌گرایی است، هنری کاهنی و جادویی و مشخص و منفرد، نه بر پایه‌ی ملاک‌ها و سنت‌های یونانی و نه غربی و نه بر پایه سنت‌های اقوام خاوری و بدوی.

 این نقاشی روند تقلیدی ندارد و پیرو پدیده‌های مثبت و واقعی و پای‌بند به پندار و باور‌ها و رب‌النوع‌ها و فخیم و آرمان‌گرا است. به باور مصریان، جادو از نیروهای موجود در عالم آفرینش است. پیکره‌هایی که ترسیم می‌کردند شایستگی اقامت همیشگی جوهر روح (کا) ، رب‌النوع یا آن متوفی را پس‌از زنده شدن در وجودش دارد. اعتقاد به عالم ربانی و حیات پس‌از مرگ و برتری مقام فرعون علت خلق آثار منحصربه‌فرد و بدیع آنان بود. برای بیان اهمیت افراد اندام آن‌ها را طبق بلندپایگی مقامشان با تناسبی بزرگ‌تر از دیگران، ترسیم می‌کردند که این شیوه را پرسپکتیو مقامی نامیدند. نقاشی‌ها بیشتر دیواری و توصیفی و روایت‌گر‌اند همراه با نقوش رمزی کاهنان مصر که در مصر از جایگاهی ویژه برخوردار بودند.

 اهرام ثلاثه دوهزار و ۷۰۰ قبل‌از میلاد ساخته شد و مقبره‌های خوفو و خفرن و منکورع را دربر می‌گیرد و در جیزه قرار دارد. عظیم‌ترین آن‌ها هرم خوفو است که قاعده‌ای به طول ۲۲۷ متر و ارتفاع ۱۳۸ متر دارد. پیکره عظیم ابوالهول، نگهبان فرعون‌ها، از صخره‌ای طبیعی تراشیده شده‌است.

 تصویر ۱: صحنه نبرد توت عنخ آمون با سوری‌ها منقوش بر صندوق.

 نقاشی‌های دیواری به‌دست‌آمده از بنی‌حسن آزادی ابتکار و دقت در نمایش ویژگی‌ها را نشان می‌دهد. نقاشان مصری با بهره‌گیری از نفوذ تمدن مینوسی و با نوعی رنگ لعابی چسبناک نقاشی‌های زیبایی را آفریدند. پیکر تراشان مصری مجسمه را براساس «اسلوب مکعبی» می تراشیدند.

 تصویر ۲: پرورش مواد غذایی، پرسپکتیو مقامی. نقاشی دیواری بنامون درحال شکار پرندگان.

 ساخت اهرام ثلاثه مصر، از عجایب هفت‌گانه جهان، حدود ۶۰ سال متوالی به طول انجامید و هنرمندانی که ۱۰ سال دوره تخصصی را گذرانده بودند در ۳ وقت کاری صبح و عصر و شب بی‌وقفه به خلق آثار می‌پرداختند. گروهی دیگر از مردم مصر که توانایی کارهای هنری و ساخت‌وساز و نگهبانی نداشتند، به‌منظور تهیه مواد غذایی برای آن سربازان و هنرمندانی که مشغول کار ساخت اهرام بودند به کشت‌وزرع و دامداری و ماهیگیری و پرورش پرندگان می‌پرداختند.

 تصویر 3: خط هیروگلیف نوشته‌شده بر دیوار مقبره اهرام مصر.

 نقاشی‌های مصریان بر دیوار کاخ فرعون‌ها، مزار فرعون‌ها، معابد، سرداب‌های تدفین اشراف کشیده می‌شد و ارزش آن بیشتر از نقاشی‌های قابی بود. برای تزیین نقاشی‌ها در حاشیه و پایین نقاشی گل‌های نیلوفر (لوتوس) در مصر علیا و پاپیروس در مصر سفلی و گاه همراه هم آن‌ها را می‌کشیدند. تنوع رنگ‌ها و اعتقاد به جاودانگی و مضامین نوشته‌ها در کنار تابلوها درباره جاودانگی با خط هیروگلیف از ویژگی‌های مهم نقاشی‌های مصریان است. آثار نقاشی نزدیک یکی از گوش‌های پیکره ابوالهول (به طول ۷۳ متر و ارتفاع ۲۹ متر) دیده می‌شود. احتمالاً تمام این مجسمه رنگی و نقاشی شده بود، ولی براثر طوفان شن و عوامل طبیعی رفته‌رفته این نقاشی‌ها محو شده‌است.

 تصویر ۴: مجسمه‌ی ابوالهول

 هنرمند مصری می‌کوشید تا بخش‌های اصلی پیکر را مستقیم نمایش دهد، بدین ترتیب شانه‌ها و دست‌ها در زاویه مستقیم دید می‌شوند، درحالی‌که پاها و چهره به‌صورت نیم‌رخ است و پرسپکتیو رعایت نشده است. تمام وسایل زندگی و متعلقات متوفی همراه او در نقاشی‌ها به چشم می‌خورد. بیشترین نقاشی‌ها در دیواره مقبره طیوه، مقبره نفرتیتی، معبد رامسیس، مقبره آمنمحب در طیوره، مقبره‌ی تب دیده شده‌اند.

 تصویر ۵: توت عنخ آمون، طلا با روکش میناکاری.

 تصویر ۶:: هارا ختی رع، خدای باران به شکل شاهینی بزرگ در آسمان، مصر باستان.

 مضامین نقاشی‌های مصریان را می‌توان به ۳ دسته تقسیم کرد:

  1. افسانه‌ای-اسطوره ای و اعتقاد به‌کار و مراسم عزاداری و تدفین
  2. آیینی و جادویی
  3. واقع‌گرایی، به تصویر کشیدن زندگی فراعنه و اعتقاد به زندگی پس‌از مرگ.

 تصویر 7: مقبره ابو سیمبل در کنار رود آسوان، مصر.

 تصویر ۸: پیکره خفرن با تصاویری از گل لوتوس و پاپیروس.

 تصویر 9: ملکه نفرتیتی، تل العمارنه، ۱۳۶۰ قبل‌از میلاد، سنگ آهک.

 نقاشی‌های روی نوارهای کتانی پیچیده بر اجساد مومیایی‌شده اغلب به‌صورت ردیف حاشیه‌های منظم تکرار شده‌اند. از منحصربه‌فردترین نقش‌ها تصویر یک یا دو شغال، نماد قضاوت، است که به خدای آنوبیس معروف بود. در برخی از نقاشی‌های دیواری بزرگ مقبره‌ها تعداد الهه‌های آنوبیس به ۴۲ تن می‌رسد، به اعتقاد مصریان، روح مرده در برابر ۴۲ قاضی حاضر می‌شود و اعمال او در دنیا در پیشگاه خدای اُزیریس به قضاوت درمی‌آید. موضوع نقاشی‌های مصریان گاهی همراه با ترازوهایی کامل می‌شد و در درون ترازو پَری قرار داشت. پر در یک کفه قرار می‌گرفت و خدای اُزیریس قلب متوفی را در کفه دیگر قرار می‌داد تا با یک پر مقایسه شود. پر نماد راستی و صداقت و مسؤول ترازو همان آنوبیس بود. اهمیت به روح (کا) متوفی سبب می‌شد که بیشترین نقاشی‌ها بر دیوار و سقف مقبره‌ها کشیده شوند. مقبره‌ها از بیرون به شکل اهرام و گاهی مصطبه‌ای ساخته می‌شدند و در درون این بناها اتاق‌هایی قرار داشتند که محل اجساد مدفون شده بود و آن‌ها را درون صندوق‌های نگه‌داری می‌کردند.

 تصویر 10: نقاشی دیواری ملکه‌ی مصر درحال نیایش، مقبره نفرتیتی.

 تصویر 11: مجسمه یکی از فرعون‌های مصر، سنگ بازالت.

 تصویر 12: اهرام ثلاثه مصر در جیزه، کنار رود نیل، بلندترین آن هرم خوفو است به ارتفاع ۱۴۸ متر.

 تصویر ۱۳: لوح سنگی شاه نار من هیرا کونپولیس ۳ هزاره قبل‌از میلاد، ارتفاع ۶3 سانتی‌متر، موزه‌ی قاهره.

 تصویر 14: هنر مصر باستان.

 تصویر 15: مقبره ابو سیمبل ارتفاع ۱۸ متر (نمای ورودی معبد رامسس دوم) ۱۲۵۷ قبل‌از میلاد.

 تصویر 16: ستون‌های داخل اهرام ثلاثه از زاویه زیر ستون‌ها.

 نقاشی تمدن‌های بین‌النهرین

1. نقاشی سومریان:

سومریان نخستین اقوامی بودند که هزاره سوم قبل‌از میلاد خط را به‌صورت مستقل از میان تصاویر ساده و مصور ابداع کردند و قوانین و اصولی را بر آن نهادند. در نقاشی سومریان حضور انسان را درمی‌یابیم که تا قبل‌از آن اندک بود. ترسیم خدایان و تسلط دین بر زندگی و جادو و شکل لباس‌ها و حالت خاص چهره‌ها با چشم‌های فراخ و بزرگ و ابروان بهم پیوسته از ویژگی نقاشی آنان بود.

 تصویر 17: پیکره‌های معبد آبو. تل اسمر. موزه‌ی بغداد 2500 قبل‌از میلاد.

 تصویر 18: پیکره‌ای سومری (این پیکره‌ها خشک و رسمی بودند) .

 در نقاشی و پیکره‌سازی سومریان خدایان و کاهنان درحال نیایش‌اند. موجودات تخیلی و اساطیری از دیگر موضوعات نقاشی آن‌هاست. لوحی برجسته به‌نام پرچم اور از این تمدن یافت شد که به زیبایی پیروزی سومریان را به تصویر کشیده است، همچنین نقوش زیبایی را می‌توان بر مهرهای کوچک به‌دست‌آمده مشاهده کرد.

 رود پرآب دجله و فرات سبب حاصلخیزی مناطق اطراف خود می‌شد و کشفیات باستان‌شناسان نشان می‌دهد ساکنان اولیه این سرزمین در حدود ۵ هزار سال پیش به جنوب دجله و فرات مهاجرت کردن و سومری نامیده شده‌اند.

 آنان توانستند با خشک کردن باتلاق‌ها به حفر نهر و کشاورزی و سدسازی و قلعه سازی بپردازند و خط را ابداع کنند. به‌تدریج، شهرهای بزرگ و آبادی بنا کردند، هر شهر فرمان‌روایی به‌نام اسنی داشت. اسنی علاوه‌بر فرمان‌روایی شهر از مقام مذهبی بالایی برخوردار بود.

 شهرها حکومت مرکزی نداشتند و هر شهر معبدی پلکانی به‌نام زیگورات داشت. نخستین شهر سومری اریدو بود و پس‌از آن شهرهای اور و نیپور رونق گرفتند.

 تصویر ۱۹: نمونه‌ای از زیگورات. اورنامو. شهر اور. عراق 2100 قبل‌از میلاد.

 تصویر 20: نمونه‌ای از خط تصویری.

 خدایان سومریان عبارتند از اپسو خدای آب‌های زیر زمین، تیه‌مت الهه دریاها، انکی فرمانروای سرزمین آب‌های شیرین و خدای اعظم سومری‌ها و منشاء دانش‌های جادویی و حامی کشاورزان، شمش خدای آفتاب و حقیقت و قضاوت، سین خدای ماه و فرمانروای شب و ارباب فصل‌ها و پدر شمش، آنو از خدایان باستانی سومری و فرمانروای (ال‌مان ها) ، ال‌لیل پسر آنو و قدرتمندترین خدای بین‌النهرین و مالک لوح تقدیر سرنوشت انسان‌ها، ایشتر الهه عشق و زیبایی و حامی معشوقان و جنگجویان، اداد خدای هوا و مهارکننده باد و باران، گولا الهه شفا و حامی پزشکان و ستاره‌شناسان.

 سومری‌ها اولین تمدنی بودند که الفبای میخی را ابداع کردند و در امور اجتماعی آن را به‌کار گرفتند. آموزش زنان و کودکان در معابد رواج داشت. زنان حق قضاوت داشتند و حسابدار معابد بودند و قدرت و اختیار فراوانی داشتند. اوروک قدیمی‌ترین شهر سومریان بود که بیشترین معماری و خط سومری‌ها در آن یافت شد. آثاری از آلات موسیقی، مانند چنگ به رنگ نقره‌ای متعلق به ۴۶۰۰ قبل میلاد ‌از مقبره‌ای سلطنتی، در شهر اور کشف شد و هم‌اکنون در موزه انگلستان نگه‌داری می‌شود. سومری‌ها به زندگی پس‌از مرگ اعتقاد داشتند و به کمک وسایل روزمره زندگی متوفی زمینه آسایش و شادی او را بعد از مرگ فراهم می‌ساختند.

 هنرمندان سومری با مهارت و ظرافت تکه‌های صدف و سنگ آهکی سرخ را به کمک قیر و روی سنگ لاجورد تعبیه می‌کردند و در واقع مرصع کاران بی‌نظیری بودند. از آثار هنری به‌دست‌آمده سومریان می‌توان به چنگ مرصع‌کاری شده با نقوشی از موجودات ترکیبی انسان با حیوان (اسفنکس) اشاره کرد.

 تصویر 21: حلقه زرین اواخر دوره سومر مکشوف در آرامگاه باستانی و گنجینه متعلق به ۶۰۰-۷۰۰ قبل‌از میلاد (تپه باستانی جوبجی، رامهرمز در خوزستان) .

 تصویر ۲۲: نشان و بازوبند مرصع کاری زرین دوره سومر در تابوت مفرغی پادشاه سومر جوبجی، رامهرمز خوزستان.

2. نقاشی تمدن آکد:

 آکدی‌ها سامی‌نژاد بودند و در شهر آکد زندگی می‌کردند. در هزاره سوم قبل‌از میلاد به رهبری سارگن به قدرت رسیدند و حدود ۳۰۰ سال، بر نواحی شمال و جنوب بین‌النهرین حکومت کردند. سارگن به بخش‌های غربی ایران حمله و آن را تسخیر کرد. او مدیری قدرتمند و رهبر نظامی باهوشی بود. طبق کتیبه‌ها و نقش‌برجسته‌های به‌دست‌آمده، بین‌النهرین چوب «کنار» را از کوه‌های آمانوس و سنگ‌های معدنی را از لبنان و ایران (جیرفت) ، مس را از شمال عربستان، طلا و سنگ‌های گران‌بها را از کنعان و مصر و چوب را از دیلمون (بحرین فعلی) به قیمت گزافی می‌خریدند.

 مهم‌ترین آثار هنری این تمدن نقش برجسته نارامسین است که به زیبایی پیروزی نوه سارگن را روایت می‌کند. در این لوح، پادشاه را بزرگ‌تر از دیگران ترسیم کرده‌اند. اثر هنری دیگر پیکره گوده‌آ، از حاکمان قدرتمند آکد است، او فرمان داد تا تعداد بسیاری از پیکره‌اش را بسازند و در هر شهر برای تثبیت حضورش نصب کنند.

 تصویر ۲۳: لوح پیروزی نارامسین، شوش.

3. نقاشی تمدن بابل:

 در اواسط 2100 قبل‌از میلاد بر اثر حملات و جنگ‌های پی‌درپی حکومت بابل شکل گرفت. حمورابی پادشاه شد. ۱۰ سال اول حکومتش را به نجات شهر بابل و آبادانی آن پرداخت و روابط خود را با همسایگان بهبود بخشید و آرامش را در سرزمین خود فراهم کرد. حمورابی به تدوین قانون پرداخت قانون نامه‌ای را مدون کرد که به لوح حمورابی مشهور شد. در اوایل قرن ۱۹ م باستان‌شناسان فرانسوی در شهر شوش لوح حمورابی را کشف کردند، اکنون این لوح در موزه لوور پاریس نگه‌داری می‌شود و کپی آن را در موزه ایران باستان تهران می‌توان دید. ارتفاع آن 5/2 متر و روی سنگ بازالت کنده و حک شده، مجموع این قانون نامه در ۴۹ ستون عمودی به خط میخی است. قوانین مدنی و تجاری و کیفری به‌خوبی توضیح داده‌شده است و در بالای لوح نقش برجسته‌ای دیده می‌شود که در آن حمورابی حلقه قدرت و لوحی را از شمش، خدای آفتاب و عدالت، دریافت می‌کند.

 سفیر 24: لوح حمورابی، خدای خورشید (شمش) فرمان خود را به حمورابی هدیه می‌کند.

 در اواخر حکومت حمورابی به کشورگشایی پرداخت و توانست پس‌از سارگن، به رؤیای باشکوه بین‌النهرین متحد دست یابد و به فرمان‌روایی مطلق رسید. حاکم قدرتمند دیگر در بابل بخت النصر بود و توانست قلمرو دولتش را تا سواحل مدیترانه گسترش دهد. بابل نخستین شهر باستانی و جهانی تاریخ بشریت است، ۳ اثر هنری مهم در بابل بدین قرارند:

 الف) برج بابل: دیوارهای عظیم و مستحکم اطراف شهر را دربرگرفته بود و معبدی بزرگ و مطبق، برای خدای بابل، مردوک، ساخته شد. ارتفاع این دیوار ۹۰ متر بود و ۲ ارابه اسبی روی دیوار به‌راحتی حرکت می‌کردند. توصیف شکوه این دیوار سبب شد تا نقاشان این برج‌وبارو را نقاشی کنند، از مشهورترین تابلوهای نقاشی با این مضمون در عصر حاضر، تابلویی اثر پیتر برو‌گل است.

 ب) باغ‌های معلق بابل: به دستور بخت النصر، پادشاه بابل، باغ‌های معلقی ساخته شد. به روایت تورات، پسران نوح خواستند با ساختن این برج عظیم به آسمان برسند. بر دیوارهای آن نقش‌های دل‌فریب و زیبا با رعایت تناسب و نقش شیرهای خشمگین کشیده شده بود بر بالای سر این شیرها، ردیف منظمی از آجرهای رنگ‌شده بود و در ردیف بالاتر گل‌های مارگارین سفید دیده می‌شد. این نقاشی‌ها روی کاشی‌های لعاب داده‌شده بودند. موضوع نقاشی‌ها بیشتر درباره‌ی جهانگردان خارجی و دوره‌گردها و بازرگانان و بازارهای بابل و پزشکان محلی بود. بابلی‌ها ارغوان را از فینیقیه می‌آوردند و به فن رنگ‌آمیزی پارچه نیز دست یافته‌اند. از باغ‌های معلق بابل اثری برجا نمانده‌است.

 تصویر 25: شهر بابل.

 ج) باغ معلق سمیرامیس:

 روی زیرزمینی گنبدی ساختمان مرکزی تراس گونه با تراس‌های طبقه‌ای، هر تراس ۵ متر بالاتر از تراس زیری، قرار داشت و با سطوح سنگی به طول ۵ متر و ۴۵ سانتی‌متر و عرض ۱ متر و ۳۵ سانتی‌متر فرش شده بود و بر هر سطح یک لایه حصیر آغشته به قیر کشیده شده بود. روی آن ۲ لایه آجر کوره فرش و درز‌های میان آجرها با گچ گرفته شده بود و دوباره روی این طبقه آجری یک لایه سرب و یک لایه سه‌متری از خاک قرار می‌گرفت که از نشت رطوبت به طبقات زیرین جلوگیری می‌کرد و حتی درختان بلند در آن می روییدند.

 تصویر ۲۶: دروازه ایشتار. آجر لعاب کاری موزه برلین ۵۷۵ قبل‌از میلاد.

 د) نقاشی تمدن آشور:

 بر دیوار نگاره‌های کاخ نمرود، پادشاه آشور، نقش برجسته‌هایی دیده می‌شود که روایت‌گر زندگی و پیروزی ها و وقایع مهم دوره پادشاهان است، به‌ویژه وقایع آشور بانیپال که اغلب بر دیوار معابر و کاخ‌ها به چشم می‌خورد و تشابه فراوانی به نقاشی‌های مصر باستان دارد. کالبدشناسی دقیق و شناختن آناتومی جانوران در آثار آشوریان کاملاً بارز است. جانوران و حیوانات در آثار هنری قوم آشور به چشم می‌خورد، بز و عقاب نمادین و برای این قوم مقدس بودند.

 آرایش موی سر و ریش و کلاه و طرز ایستادن و حالات مردان آشوری در برخی موارد کاملاً به پادشاهان و سربازان دوره‌ی هخامنشی می‌ماند و طرز ایستادن آنان به پیکرهای تمدن مصر نزدیک است. موضوع نقاشی‌ها خاطره‌ی پیروزی‌ها، شرح فتوحات، جانوران و حیوانات افسانه‌ای و ترکیبی (اسفنکس) است. نقاشی این دوره به‌تدریج به واقع‌گرایی نزدیک می‌شود. مهم‌ترین نمونه روند هنر نقاشی نقوش روی قبرهای این دوره است که ازنظر تعادل و فرم و زنده بودن صحنه‌ها در هند و بین‌النهرین منحصربه‌فرد است.

 تصویر 27: اسفنکس دوره آشوری با روش عظمت نمایی، درهای ورودی کاخ، نمونه بازسازی شده.

تصویر 28: نقش برجسته سارگن دوم پادشاه آشور.

تصویر 29: شیر محتضر، هنر آشور