تاریخ تمدن و فرهنگ کشور کهنسال ایران، بازگوکننده این حقیقت است که کشور عزیزمان ارزشهای هنری والایی را در خود جای دادهاست. عرصههای گوناگون هنری، جایگاه بروز استعدادهای هنرمندان این مرز و بوم بودهاست و هرچند فرازونشیبهای تاریخی، لطمههای فراوانی به سیر تکامل فرهنگی هنری کشورمان وارد کرده، وجود اندیشهی پایدار ایرانی، مانع از اضمحلال فرهنگ بومی شدهاست. دراینمیان، هنرهای سنتی حضوری جاودان دارند. نگارههای ایرانی که بیشک در تمامی این هنرها حضور داشتهاند، از بنیانی کهن و تاریخی برخوردارند. امروزه از بخشی از این نگارهها، با عنوان طراحی سنتی یاد میشود. رد این هنرها را میتوان در نقوش ایران باستان یافت. بهمرور زمان، طراحی سنتی سیر تکاملی پیمود تا امروز به شیوههای گوناگون در اختیار ما باشد. کاشیکاری نیز بهعنوان یکی از هنرهای سنتی از این امتیاز بیبهره نبود و این نقوش را به شکلی وسیع و زیبا به نمایش گذاشته است.
پیشینه کاربرد کاشی حداقل به قرن ۱۳ قبل از میلاد در دوران عیلام میانه برمیگردد. در چغازنبیل لعابهایی با رنگهای زرد، سبز و سفید میبینیم. بعد از عیلامیان، شواهد پراکندهای از استفاده کاشی را میتوان در محوطهها و تپههایی مانند زیویه و قلایچی مشاهده کرد. قدیمیترین نمونههای کاربرد کاشی در دوران هخامنشیان نیز به کاخ آپادانای شوش برمیگردد که هنرمندان بابلی به دستور داریوش، ساخت آن را برعهده گرفتند. در دوران اشکانیان و ساسانیان، عمدهترین تزیین بنا را گچبری تشکیل میداد. اولین شواهد کاربرد کاشی در دوره اسلامی، مربوط به قرن سوم هجری در سامرا است. در ایران، در دوره سامانیان و سپس غزنویان و درنهایت سلجوقیان میتوان شاهد توسعه کاربرد کاشی در معماری بود. اما کاشیهای دوره سلجوقی معمولاً به رنگ فیروزهای و به مقدار محدود در کتیبهها و یا به صورت نگین در لابهلای آجرکاری است. قدیمیترین کاشی از دوره سلجوقی که در جای خود باقیمانده، متعلق به مناره مسجد جامع دامغان است.
در اواخر دوره سلجوقی و بیشتر در دوره خوارزمشاهیان، استفاده از کاشی در رنگهای متنوعی چون فیروزهای، لاجوردی و سفید، در سطح وسیعتر رایج شد. در این دوره شاهد ساخت کاشی زرینفام نیز هستیم. در دوره ایلخانی، کاربرد نخستین نمونههای کاشیهای هفترنگ و معرق را در سطوح گستردهتر در داخل و بیرون بنا، مثل گنبد سلطانیه، مسجد جامع اشترجان، مسجد جامع ورامین و غیره میبینیم. علاوهبر این، تنوع فرم و رنگ و استفاده بیشتر از کتیبههای بنایی و معقلی نیز مربوط به این دوره است. در دورهی تیموریان، تکنیک کاشی معرق پیشرفت چشمگیری داشت و در شیوه کاشی هفترنگ نیز ابداعاتی صورت گرفت. بهطور مثال، هنرمندان در لعاب کاری، به شفافیت و ماندگاری بالا دست یافتند.
در عصر صفوی بهعلت ساختوساز زیاد و نیاز روزافزون به کاشی، کاشی هفترنگ رواج فوقالعادهای پیدا کرد. در این دوره از پنجرههای مشبک کاشیکاری بهوفور استفاده میشد. رنگهای صورتی و ارغوانی را نیز در این زمان میتوان مشاهده کرد. از دوره صفویه به بعد، عملاً با افول سیر تکاملی کاشیکاری روبرو هستیم.
کاشیکاری دورهی زندیه دو ویژگی دارد: اول اینکه رنگهایی نظیر سبز چمنی را در کارشان زیاد بهکار میبردند و دوم اینکه نقوش، اغلب حاوی مضامین باستانی داشتند. در این دوران، بناهای مختلف مانند سردر عمارتها، دروازهی شهرها، کاخها و خانهها را همراه با نقوش و مضامین گوناگون میبینیم.
در ادامه، طرح و نقشهایی که متأثر از عکاسی و ملهم از کارتپستالهای خارجی است، وارد عرصه کاشیکاری میشود. رنگ زرد کاشیهای قاجاری بسیار تند است. از اواخر عهد قاجار کاشیکاری از اصول خود فاصله میگیرد.
پیشرفت تکنولوژی و ظهور مواد اولیه جدید، تغییراتی را در ساخت کاشی ایجاد کرد. بعد از مشروطیت، مرمت برخی بناهای تاریخی مانند سردر مسجد شیخ لطفالله اصفهان که بهشدت آسیبدیده بود، آغاز شد. در سالهای اخیر در اثر هنر معمارانی چون محسن فروغی، در ساختمانهای جدید نیز از کاشیکاری سنتی استفاده میشود.
البته لازم به توضیح است شکلی از استفادهی سنتی از کاشی در این دورهها تا به امروز ادامه داشتهاست. گرچه این اتفاق در سطحی نازل رخ میدهد، ولی حداقل میراثی را از گذشته برای ما روایت میکند. به هر ترتیب، امروز ما بهعنوان وارثان این هنر، وظیفهای بس خطیر در شکلدهی مبانی فرهنگی - هنری معاصر و حفظ اصالت، برعهده داریم. پرداختن به چنین موضوعهایی میتواند دغدغههای هنرمندان معاصر باشد تا آنچه ریشه هنری ما را ساخته است، امروز نیز در جایگاه صحیح خود ادامه پیدا کند.
توفیق خدمت به ایران، خواسته هر ایرانی است، هرچند این خدمت کوچک باشد بدین ترتیب شناساندن میراث هنرهای ملی و بومی که در زمره افتخارات ملی و میهنی ماست، ارزش و اهمیت ویژهای دارد.
سپاس خدا را که پساز نیمقرن کسب تجربه و تلاش و فعالیت در عرصه ساخت کاشیهای سنتی مجموعه خشت آذین فام توانسته است گوشهای از این هنر وسیعی را که دستاورد ۱۰ قرن ممارست و خلاقیت اجداد ماست را به پیشگاه هموطنان عزیز و هنردوست ایران عرضه بدارد.
مراحل تهیه کاشی هفترنگ به شرح ذیل است:
تأمین خاک مناسب: خاک مناسب برای ساخت کاشی خام، باید عاری از دانههای شنی و نمکهای آهکی باشد. وجود این اجزای مضر، بعد از پخت کاشی در صورت تماس کاشی با آب، باعث شکستگی و خرد شدگی در کاشیها میشود (پولک زدن کاشی)
آسیاب: خاک موردنظر تا حد مورد نیاز آسیاب من شود.
تولید خشت خام اولیه: خاک آسیاب شده با ۲۵ درصد آب مخلوط میشود. این مخلوط با دستگاه پرس 150 تنی در قالبهای ۱۵ در ۱۵ یا ۲۰ در ۲۰ سانتیمتری تا ضخامت ۱۵ الی ۲۰ میلیمتر فشرده میشود.
خشک کردن: در مرحله بعد، خشت خام اولیه در گرمکن خشک میشود. باید از خشک شدن کامل خشتها اطمینان کامل حاصل شود.
پخت کاشی خام: خشتهای خام خشکشده، در کورهی خام پز در دمای ۸۰۰ درجه سانتیگراد به مدت حدود ۳ ساعت تحت عملیات پخت قرار میگیرد. پساز ۲۴ ساعت خشتهای پختهشده از کوره خارج میشوند.
مرحله لعاب دهی: در این مرحله، لعاب سفید (شامل: اکسید سیلیسیم، اکسید سرب، اکسید قلع و کائولن آسیاب شده) به ضخامت یکونیم میلیمتر بر روی کاشی اعمال میشود و دومرتبه به کوره لعاب پزی انتقال داده میشود. در این مرحله، عملیات پخت به مدت ۵ ساعت در دمای ۹۵۰ درجه سانتیگراد انجام میگیرد. حاصل این عمل، کاشی سفید پختهشده است که طرح اصلی بر روی آن اعمال و رنگآمیزی خواهد شد.
طراحی: طراحی براساس ابعاد اصلی توسط استاد طراح انجام میپذیرد. از طرح اصلی چند کپی تهیه میشود تا در مراحل بعد از آنها استفاده شود.
سوزنکاری: برای داشتن چند طرح سوزنکاری شده، سه لایه کاغذ بادوام، زیر طرح، بر رویهم قرار میگیرد طرح آمادهشده فوق با استفاده از سوزن ریز، سوزن کاری میشود. در این مرحله فاصله سوراخها نباید از یک میلیمتر بیشتر باشد.
گرده کاری: طرح سوزنکاری شده روی کاشی قرار میگیرد و با کیسهی حاوی ذغال (کهنه گرده) روی کاغذ سوراخ شده مالیده میشود. حاصل این مرحله، انتقال طرح به کاشی است.
قلم گیری: استادکار قلمگیر، روی گردهها را با قلم بسیار ظریف، قلمگیری میکند، بهطوریکه ضخامت قلمگیری بیشتر از یکونیم میلیمتر نباشد. مادهای که قلمگیری با آن انجام میپذیرد، مُغن است (شامل اکسید منگنز، اکسید سیلیسیم و شکر) . این مرحله بسیار حساس است و مهارت استادکار در انجام آن حائز اهمیت است.
رنگآمیزی: بعد از اتمام قلم گیری، مراحل رنگآمیزی آغاز میشود.
انتخاب رنگها: استادکار رنگآمیز، براساس کلیت طرح و موضوع مورد نیاز، برای قسمتهای مختلف طرح، از قبیل حاشیه، زمین، لچکی، ترنج و سرترنج و اجزای دیگر، رنگهایی را انتخاب میکند، بهطوریکه ضمن حفظ هماهنگی بین اجزای طرح، رنگآمیزی نیز تناسب داشته باشد.
انتخاب مواد رنگی: موادی که برای رنگها در هنر کاشیکاری استفاده میشوند، معدود و عمدتاً از اکسیدهای فلزی هستند. تعدادی از موادی که برای تولید رنگهای اصلی در کاشیکاری استفاده میشود، به شرح ذیل است:
پایه شفاف: شامل سیلیس و اکسید سرب است و عوامل بهبود خواص شیشهای، از قبیل اکسیدهای پتاسیم، بور، آلومینیوم و… که در ترکیب تمامی رنگها مورداستفاده قرار میگیرند. رنگدانه اصلی پساز مخلوط شدن با این پایه، برای رنگآمیزی کاشی استفاده میشود.
لاجورد: اکسید کبالت مهمترین رنگدانه برای ایجاد رنگ لاجوردی پساز پخت است.
فیروزهای و سبز: اکسید مس، رنگدانه مورداستفاده برای این رنگ است.
زرد و قهوهای: رنگدانه اصلی برای این مورد، اکسید آهن است.
مشکی: اکسید منگنز، اکسید کبالت، اکسید آهن.
قرمز ارغوانی: اکسید طلا.
قرمز آجری: (کمرنگ) بی کرومات پتاسیم.
ساخت رنگ: رنگدانه و پایه رنگ آسیاب شده با آب و کتیرا مخلوط میشود. میزان کتیرای بهکاررفته، یکسوم حجم ظرف است. کتیرا ضمن افزایش کیفیت و یکنواختی رنگآمیزی، باعث افزایش چسبندگی رنگ به سطح کاشی میشود. غلظت رنگ نیز باید به اندازهای باشد که رنگ اعمالشده پهن نشود و از خطوط قلم گیری فراتر نرود.
اعمال رنگ: این رنگ به وسیله قلم دستساز بر روی کاشی اعمال میشود.
کدگذاری: پساز خشک شدن کامل رنگها بر روی سطح کاشی، کدگذاری بر پشت کاشیها انجام میشود تا از درهم آمیختگی کاشیها در کوره جلوگیری به عمل آید.
پخت نهایی: کاشیها در کوره به مدت 2 ساعت در دمای ۸۵۰ درجه سانتیگراد پخته میشوند. پساز ۲۴ ساعت، وقتی کاشیها از کوره خارج میشوند آماده نصب هستند.
شروع کار با همان مراحلی که در کاشی هفترنگ ذکر شد، انجام میپذیرد با این تفاوت که بدنه کاشی معرق، نرمتر از بدنه کاشی هفترنگ است.
این مشخصه با اضافه کردن مواد افزودنی غیر آهکی، از قبیل خاکستر و یا دانههای شنی غیر آهکی به وجود میآید. دمای پخت کاشی خام نیز کمتر از کاشی هفترنگ است. برای افزایش چسبندگی در هنگام نصب، پشت کاشیهای هفترنگ را آجدار میسازند ولی درمورد کاشی معرق، نیازی به اینکار نیست.
کاشیهای خام براساس رنگهای موردنیاز در طرح اصلی رنگ میشوند و پخت نهایی بر روی این نوع کاشی انجام میپذیرد. در این مرحله، کاشیهای رنگین (الوان) بدست میآید.
طراحی: پساز حمل کاشیهای الوان به کارگاه معرق تراشی، براساس اندازه کار اصلی، استاد طراح، طرح را با مقیاس اصلی ترسیم میکند. از طرح اصلی دو نسخه کپی تهیه میشود و کلیه مراحل بعدی، بر روی این دو نسخه انجام میپذیرد.
کدگذاری طرح: یکی از کپیها بهصورت شطرنجی تقسیمبندی میشود و سپس هر خانه شطرنجی کدگذاری میشود. این عمل باعث میشود پساز عملیات تراش قطعات، منطقهای که هر قطعه به آن تعلق دارد مشخص باشد و چیدمان نهایی آسانتر انجام پذیرد.
کدگذاری برای رنگهای مختلف: طرح براساس نوع رنگ (با استفاده از حرف اول هر رنگ) کدگذاری میشود.
برشکاری طرح: تمام اجزای طرح توسط استادکار معرق تراش به قطعات کوچک مناسب توسط کاغذبر مخصوص بریده میشود. تفکیک رنگی نیز در این مرحله انجام میپذیرد.
چسباندن بریدهها: این قطعات براساس کد رنگ، با چسب سریش بر روی کاشی رنگین چسبانده میشود.
تراش کاشی: استادکار معرق تراش، کاشیها را توسط ابزارهایی چون انواع تیشه، مغار، مته، اره و غیره طبق طرح، تراش میدهد.
کنار هم گذاری قطعات تراشیده شده: شکل و ابعاد قطعات تراشیده شده توسط سوهان فولادی که عاجهای ریز ظریفی دارد، بهدقت در کنار هم قرار میگیرند.
تفکیک قطعات: قطعات تراشیده شده براساس کدهای شمارهگذاری شده اولیه تفکیک میشود و بر روی کپی دوم به پشت چیده میشود (روی اصلی قطعات، بر روی طرح قرار میگیرد) .
ساخت تخمیر: با استفاده از گچ، لوحی با سطح صاف، با ابعاد کار اصلی ساخته میشود (تخمیر) .
انتقال قطعات به تخمیر: قطعات چیده شده بر روی طرح اصلی، بهصورت دقیق بر روی تخمیر چیده میشوند.
نصب سازو: با استفاده از میلههای آهنی، کار را برای ملات ریزی آماده میکنند. این کار از جابجا شدن قطعات و بیشکل شدن آنها جلوگیری میکند.
ملات ریزی: با استفاده از ملات سیمان و گچ، پشتکار را به ضخامت سه سانتیمتر پوشش میدهند. پساز خشک شدن، تابلوی ایجادشده، آماده نصب است.