خانه یکی از مباحث مهم در معماری ما میباشد که کمتر به آن پرداخته شدهاست. متأسفانه در دانشکدههای معماری این مبحث مورد بررسی قرار نگرفته است. نیاز به خانه در این زمان خیلی احساس میشود و میبایست با شناخت معماری گذشته و تطبیق آن با معماری معاصر این نیاز را برطرف کرد.
واژه خانه که امروز مصطلح است در گذشته به اتاق اطلاق میشد، اتاق خصوصی را (وستاخ) یا گستاخ یا وثاق مینامیدهاند، از واژه سرا بهجای کلمه خانه در اصطلاح امروز آن، استفاده میشده است. در جنوب ایران اصطلاح خانه سرا (بهمعنای سرایی با اتاق است) مرسوم بودهاست.
انسان وقتی از غار بیرون آمد نیاز به سرپناهی داشت و بر این اساس طبیعی است که قدیمیترین مورد معماری، ساختمان خانه باشد. این امر از عصر حجر شروع شده و عناصر دیگر معماری از بُعد زمانی فرع بر آن است.
انسان وقتی به دشت میآید چیزی شبیه به غار میسازد. در کاوشهایی که توسط دکتر نگهبان و دکتر ملکزاده از ۶ هزار سال قبلاز میلاد در اطراف بویینزهرا انجامشده شهرکی را از زیر خاک بیرون آوردهاند. این خانهها بر طبق احتیاجاتشان بهترین طرح برای آن زمان بودهاست. خشت را آن زمان نمیزدهاند و گل را در آفتاب خشک میکردهاند. پوشش آنها در آن منطقه چوب بود و دهانههای کوچک آن حدود 5/2، ۳ یا ۴ متر بود است. انواع کارگاهها هم در خود خانه بود، مثل کارگاه سفالپزی، شیرهپزی و غیره. کوچه بندیهای آن نیز خیلی منطقی بودهاست. در اینجا موضوع مهم و قابل طرح درونگرایی خانههاست، زیرا در بیرون خانه نه باغی و نه سبزهای وجود دارد. ساختمانهای کوشکی که بعدها در باغها ساخته شدهاند به بیرون دید دارند ولی دور باغ را نیز دیوار میزنند چون بیرون آن خشک بودهاست.
در خانههایی که بعدها نیز ساخته شدهاند، ساکنین آن احساس ناراحتی نمیکردند. اندرون خانه یا جاییکه زن یا بچه زندگی میکردند میبایست تنوع زیادی داشته باشد تا خستگی احساس نشود. حتی در زمان قاجار که دوره انحطاط معماری ایران است خانههای خیلی خوبی ساخته شدهاند. البته درحالحاضر عیبهایی را بر آنها وارد میآورند و بهطور مثال مطرح میکنند که محل مستراح دور بود و یا آشپزخانه در زمستان مسئله ایجاد میکرده است، این سنتی بود که مستراح را بیرون از نشیمن میساختند و یا آشپزخانه جایی بود که زن خانه بتوانند بهراحتی در آن کار کند و کسی او را نبیند.
اما در خانههایی که امروزه ساخته میشوند و در اغلب آپارتمانها مهمان از وسط اتاق میگذرد. خانم خانه برای رفتن به آشپزخانه باید از وسط مهمانها گذر کند، مستراح جایی است که بسیاری از مسائل را ایجاد میکند و خیلی از مسایل دیگر. در طراحیهایی که درحالحاضر انجام میدهیم باید اصول گذشته را در نظر بگیریم، مثل اقتصادی بودن، پنام، تعداد نفرات؛ و با مصالح دمدست چیزی را ساخت که زیاد فانتزی نباشد.
قبلاز ورود به شناخت انواع خانهها و عناصر آن به مسائلی که در رابطه با خانه بودهاند میپردازیم.
یکی از مسائل مهم، مربوط به شهرسازی بود و آن جهت قرارگیری خانه یا رون است. این مربوط به آبوهوا، طرز تابش و جهت وزش (باد مطبوع، طوفان، گردباد و غیره) و مکان قرارگیری و جنس زمین میشده است.
معماران ایرانی برای این کار از شکل شش ضلعی استفاده میکردهاند.
همانطوری که میدانیم ششضلعی شکلی است که نمیتوان آن را غلط کشید زیرا در ساخت آن از مثلث متساویالاضلاع استفادهشده و این شکل را نیز نمیتوان اشتباه کشید. اگر ۶ عدد از این مثلثها را در کنار هم قرار دهیم شکل ششضلعی بدست میآید. خانه زنبور عسل نیز بههمین شکل است. در هنرهای دیگر مثل خاتم و همینطور فرش کف امامزادهها و خانهها و برای بدست آوردن تناسبات طلایی از این شکل استفاده میشده است.
کتاب قدیمی المسالک و الممالک اصطخری، نقشههایی در ضمیمه دارد که فوقالعاده زیبا میباشند در این نقشهها علامت جنوب در بالای آن گذاشته شده و جهت مخالف آن شمال است. در اصل این شکل از یک ششضلعی بهدستآمده که رئوس مستطیل داخل آن شمال و جنوب قرار می گرفته است.
با همین روش در ایران سه رون را در نظر می گرفتهاند:
در رون راسته مستطیلی که در داخل ششضلعی قرار میگیرد جهت شمال شرقی-جنوب غربی دارد.
در شهرهای مرکزی ایران مثل تهران، یزد، جهرم و شهر تبریز در شمال غربی ایران و برخی شهرهای دیگر از رون راسته استفاده میشده است. جهت این رون تقریباً مواجه با قبله است. در صدر اسلام در این مکانها در ارتباط با جهت گیری بناها بهطرف قبله مسئلهای نداشتهاند. در یزد در جنوب شهر یزد شیرکوه و در شمال آن کوه خرانک ( خرانق) قرار دارد و رون آن راسته است. در این شهر رون کرمانی نامرغوب است و میگویند نکبت دارد زیرا در زمستان سرد و در تابستان گرم است.
متأسفانه اخیراً با در نظر نگرفتن این مسئله و با جهتگیری جدید شرقی-غربی خانههایی را ساختهاند که میبایست در فصل گرما، آنها را از شدت گرما ترک کرد.
تهران جدید نیز بهدلیل عدم توجه به جهت مناسب به بدترین وضع خود افتاده است. در گذشته معتقد بودند که اگر شهر و آبادی شمال آن گرفته شود تبخیز شده و دلیل آنهم این است که شهر تهویه نمیشود. در تهران میبینیم که در بعضی از نقاط در غرب آن هوا راکد است و در روزهایی توصیه میشود که افراد مریض با آن مناطق نروند.
رون اصفهانی جهت شمال غربی-جنوب شرقی دارد و در اصفهان، استخر، تخت جمشید و فارس این رون را داریم. در اصفهان معمار بزرگ احمد اصفهانی، پیچش ایوان مسجد امام با میدان نقش جهان را که حدود ۴۵ درجه اختلاف دارد (خود میدان رون اصفهانی است ولی مسجد رو به قبله است) بهنحو بسیار جالبی حل کردهاست.
رون کرمانی جهتی غربی-شرقی دارد و شهرهایی مثل کرمان، همدان، آبادیهای آذربایجان غربی در مناطق اورارتوها، خوی و برخی شهرهای دیگر با این رون ساخته شدهاند.
بهطور مثال در کرمان جهت شرقی-غربی است و طوفانی بهنام طوفان سیاه دارد که اگر شهر جهت دیگری میداشت خانه غیرقابلاستفاده میشد. همینطور در همدان کوه عباسآباد و کوه الوند را داریم. خود شهر جهت شرقی-غربی دارد و اگر جهت شمالی-جنوبی باشد ریزش برف طوری خواهد بود که از سوز و سرمای زیاد آن امکان بازکردن درهای خانه میسر نبود.
درهرصورت رون مسئلهای است که در بعضی جاها مثل کاشان، یزد و شهرهای خوزستان و کرمان و غیره نیاز به مطالعه دقیق دارد.
پنام موضوع مهم دیگری بود که در ساخت خانه در نظر میگرفتهاند. پنام دستمال و پارچهای است که موبدان در جلوی دهان خود می آویختند. بهطورکلی تقریباً به معنی عایق، یا مانعی برای رسیدن چیزی از یک جسم به جسم دیگر است. پنام در معماری دارای اهمیت زیادی است. در معماری سنتی ایران هیچ ساختمانی چه با پوشش تخت و یا سغ (منحنی) نیست که پوشش آن دوپوش نباشد، در بعضی محل ها بهدلیل چسبنده نبودن خاک و همینطور در دسترس قرار داشتن چوب بهاندازهی نیازشان از پوشش تخت استفاده شده است، مثل ابیانه و روستاهای اطراف آن. در کاشان و خیلی مکانهای دیگر از چوب استفاده نشده است.
منطق کلی در دوپوشه ساختن پوششهای تخت و طاقی یکی است. در هر دوی آنها سعی شدهاست با این روش علاوهبر سبک نمودن پوشش از انتقال گرمای بیرون به داخل جلوگیری نمایند. مثلاً در پوشش تخت از پردو یا قاب (به زه اطراف آن پردو میگویند) و یا از لمبه کوبی و یا لاپه یا توفال استفاده میکردهاند.
در طاقها نیز همین روش را انجام میدادند که یا آن را خنچهپوش کرده (یعنی طاق اصلی در پشت و با آویزان کردن سقفی بهصورت معلق پوشش دوم را میزدند) و یا بین دو پوشش کُنُو میساختند.
از این عنصر علاوهبر صاف کردن سطح پشتبام برای نورگیری در طاقهای آهنگ نیز استفاده میشده است.
این روشها تا قبلاز سلطنت ناصرالدینشاه ادامه داشت و بعد آن بهتدریج منسوخ شدهاست.
در خانهها نسبتبه رونهای در نظر گرفته شده و حرکت خورشید و مزاحمتهایی که گزش و گرمای آن ایجاد میکرده، از پنامهایی عمودی و افقی استفاده میشدهاست. استفاده از ارسی، تابش بند، خرک پوش و چیزهای دیگر نمونههایی از آن میباشند.
تابشبند یا تووشبند یا آفتابشکن تیغه هایی به عرض ۶ الی ۱۵ سانتیمتر است که گاهی ارتفاعی تا حدود ۵ متر دارد و با کمک گچ آنها را میساختند. معمولاً در بالای درب و پنجرهها کلافی میکشیدند که درواقع تابشبند افقی بود (اصطلاحاً به آن سرسایه میگفتند) و بر روی آن نیز گُلجام قرار میگرفته است. پروز یا حاشیه گلجام نقشِ گلوبته داشته و وسط آن را جام میکردند، بالای آن نیز خرکپوش میشده که این هم بهوسیلهی گچ عمل میآمدهاست. در اینجا میبینیم که به هر صورتی پنام را در محلهای مختلف به وجود آوردهاند.
ارسی (یعنی گشاده و باز) را نیز برای جلوگیری از گرما از قطعات ریز میساختند این عنصر بعدها شکل دیگری به خود گرفت و در بالای آن یک عنصر نیمدایره و یا چهارگوشی قرار گرفته است.
سهدریها نیز طوری ساخته میشدند که آفتاب بهطور مستقیم نتواند به داخل آنها نفوذ کند. متأسفانه همانطورکه گفته شد در دوره قاجاریه عناصر مختلف داخل معماری ما میشود. سهدریها به دودری تبدیل شده، و آن را نیز طوری ساختند که آفتاب دقیقاً وارد اتاق شود.
نورگیری از سقف، یکی دیگر از کارها برای جلوگیری از تابش مستقیم آفتاب به بعضی از فضاها است. معماران قدیمی معتقد بودند که در بیرون خانه بهاندازهی کافی (و بعضی مواقع بیشاز حد) آفتاب وجود دارد و نیازی به داشتن آن در اتاقهای خانه به همان صورت را احساس نمیکردند. در قدیمیترین خانهها چه خانههای بزرگ اشرافی و چه خانههای کوچک روستایی و شهری بخشی از نور از سقف گرفته میشد.
افزونبراین، این نوع نورگیری همراه با رنگ ملایم دیوار و سقف اتاق آرامش خوبی را به وجود می آورده است. از طرف دیگر بهدلیل کور کردن جبهه غربی خانه و جلوگیری از تابش مستقیم آفتاب بعدازظهرها، فضاهای پشت این قسمت از سقف نور میگرفتند، برای دیگر فضاها مثل، مطبخ، حوضخانه نیز بهدلیل عدم دسترسی به نور مستقیم، همین کار اعمال میشدهاست.
ارسنخانه شامل فضاهای مختلفی شده که نسبتبه نوع خانه و بهعبارتدیگر ساده بودن فضاها، استفاده از پیمون بزرگ و کوچک و خردهپیمون در ساخت خانهها تغییر میکرده است. همانگونه که در ادامه درباره شناخت اجمالی این نوع خانهها خواهیم دید، تفاوتی بین عناصر فضایی خانههای چهار صفه زوارهای و خانههای شاخص مناطق مرکزی وجود دارد.
در خانههای چهارصفه، عناصری مثل: سردر، راهرو، صفه، اتاق، میانخانه و حیاط را داریم.
در خانههای کاملتر که زندگی خصوصی با زندگی عمومی بهطرز زیبایی از هم جدا شدهاست عناصر آن شامل اندرونی، بیرونی، باربند، حیاط و باغچههای آن، راهرو، هشتی و غیره میشود که در ادامه به شرح آنها خواهیم پرداخت.
کلیه این عناصر براساس پیمون تنظیم شدهاند.
پیمون عرض در است و شناختهشده به دو نوع اصلی:
پیمون کوچک، به طول ۱۴ گره و معادل ۹۳ سانتیمتر
پیمون بزرگ، به طول ۱۸ گره و معادل 1۲۰ سانتیمتر میباشد.
یورت ها: یکدری (مرد گرد و راهرو) ، دودری (اتاق کوچک) ، سهدری (اتاق) پنجدری (اتاق بزرگ) تالار و طنبی و غیره هستند. فواصل درها که بهصورت تیغههای تابشبند درمیآیند (و همچنین مجموع دو لغاز جانبی) در نظام پیمون کوچک دو گره و در نظام پیمون بزرگ چهار گره است.
درهای مشرف به میهمانسرا، همگی یا پیمون کوچک یا پیمون بزرگ و به گاه نیاز به هر دو. بدین ترتیب پیمون علاوهبر سرآوری در تنظیم ابعاد و تناسبات پسندیده، پیش ساختگی درها و روزنها را نیز امکانپذیر نموده در امرِ اجرا و ساخت، تسهیلات شایان توجهی را فراهم میآورد.
از خُردهپیمون در ساخت خانههای کوچکتر استفاده میشده و زیباترین خانهها با خردهپیمون ساختهشده است و اندازه آن 3/93 سانتیمتر بودهاست.
با مراجعه به اندازههای فوق مشاهده میشود که این اندازه براساس مقیاس انسانی بهاندازه انسانهای ایرانی بودهاست. ارتفاع درها بهاندازه یک مرد متوسط القامه بودهاست. در پای در، آستانه میگذاشتند (۳۶ سانتیمتر یا چارک) این کار دلایل مختلفی داشته است، مثل احتیاط برای وارد شدن به اینکه سر آنها به بالا نخورد و رعایت احترام با خم شدن، و همچنین مانعی برای ورود کفش و خاک داخل راهرو و چیزهای دیگری که در آنجا بودهاست.
در طرح نقشه اتاقها، حیاط و غیره از تناسب طلایی ایرانی کمک میگرفتند. تناسب طلایی ایرانی از مستطیلی در داخل یک ششضلعی بدست میآید. شکل حیات پنجدری، سهدری و عناصر دیگر برمبنای همین تناسب بودهاست.
در اینجا در ابتدا اشارهای به اندامهای خانه در سه پیمون بزرگ، کوچک و خردهپیمون میشود و سپس طرحهای خانهها را بهصورت شماتیک ترسیم میکنیم.
اغلب خانهها بهخصوص خانههای مجلل دارای سردر یا درگاه بودند. معمولاً دیوارهای بیرونی کاهگلی بود و فقط سردر مجلل ساخته میشده است. نسبت عرض به تورفتگی سردر معمولاً یک به دو بودهاست. سکوهای کناری پاخوره نام داشتند و برای نشستن کسانی که با صاحبخانه کار داشته ولی لازم نبود وارد خانه شوند، و همینطور پاتوقی برای صاحبخانه یا پسرِ خانه نیز بودهاست. تورفتگی را، کُنه و پوشش آن را نیز کنه (نیم گنبد) مینامیدند. کنه پوش را معمولاً با کاربندی میپوشاندند. در پایین کاربندی که لنگههای بزرگ گچی تکیه میکند از لببند (تویزههای کوچک) استفاده میکردند. در اصلی را درسر و در بعضی جاها دروازه نیز گفته میشده است درِ بین هشتی و اندرون خانه را میاندر و درِ تمام تخته اتاقها را در و نوع مشبک آن را در و پنجره میگفتند.
اجزای درسر متشکل از چهارچوب و قابهای روی آن بودهاست (قاب ایرانی معمولاً متشکل از دو قاب مربع در بالا و پایین و یک قاب مستطیل در وسط بودهاست) . در صورت پهن بودن عرض در قاب وسطی به شکل مربع درمیآمده است. تختههایی را که در کنار هم قرار میگیرند به وسیله گُلمیخ با تختهای که در پشت آن قرار داشت بههم وصل میشدند. برجستگی عمودی وسط در که از بیرون دیده میشود دماغه نام داشتهاست. دو عضو فلزی حلقه برای زنان و کوبه برای مردان بر روی اغلب درها جای داشت ولی در بعضی جاها فقط یکی بودهاست:
حلقه بر در نتوانم زدن از بیم رقیبان.......ما با توایم و با تو نعیم نیست بوالعجب
در حلقهایم با تو و چون حلقه بر دریم. (سعدی)
در اجزاء دیگری مثل باهو، میان باهو، سربند، پاسار یا پاسال، میانبند یا پاسال وسط و غیره دارد.
بعد از سردر وارد هشت یا هشتی یا کریاس میشدند. هرچند که در بیشتر مواقع شکل آن هشت ضلعی است اما این به مفهوم هشت (عدد ۸) نیست و هشتیهایی به شکل مربع و دیگر شکلها داریم. منظور از هشت چیزی است که از فضاهای داخلی خانه بیرون آمده و تنها جایی است که با بیرون خانه ارتباط دارد. این فضا و راهروهای پیچدرپیچ منتهی به حیاطهای اندرونی و بیرونی مانع دید افراد غریبه به داخل حریم مقدس خانواده میشده است. ایجاد مکث، تقسیم فضایی و فضایی جهت انتظار از عملکردهای جالب این عنصر میباشد.
هشت ضلعیهایی که در ایران بهکار میرفتهاند و در هشتیهای خانه هم استفادهشده عبارتند از:
داخل هشتی عناصر مختلفی مثل سکو، چراغدارن و برای رفتن به فروار (اتاق بالای هشتی) پلهای در نظر گرفته میشده است. پوششهای هشتیها نیز بسیار متنوع و معمولاً با کاربندیهای بسیار زیبایی پوشیده شدهاست.
برای وارد شدن به فضاهای مختلف ازجمله فضاهای مهمانی و اندرونی میبایست از راهروهای پرپیچوخم عبور کنند. راهروهای پیچدرپیچ خانه را دالان میگفتند. راهروِ سرپوشیده بزرگ را نیز تالار میگویند. دو طرف سهدری ها نیز راهرو قرار میگرفته است. اگر در دو طرف تالار، راهروها کمی پهنتر باشند آن را تختگاه میگویند.
در خانههای شهرهای مختلف مثل یزد، شیراز، اصفهان، کرمان و غیر حیات آنها بهصورت باغی کوچک عمل میکرده است.
«میانسرا با تناسب طلایی ایرانی و جهتگیری دستوری خود، در تمام سال محیط بهداشتی مطبوعی فراهم و از گردش آفتاب و نور خورشید، بهترین استفاده را برای یورتهای گرداگرد خود کسب و تأمین میکند، درصورتیکه جهتگیری یاد شده با مسیر باد غالب و سمت طوفانهای شن، یا محل استقرار کوه بست به آبادی سازگار نباشد، میانسرا به جنوب غربی متمایل میگردد.
جهتیابی میانسراها بهقرار فوق، حاصل ترسیم هندسی مستطیل های محاط در شش ضلعی منتظم است.
در قسمت شمالی میانسرا، یورتهای آفتابی قابل استفاده در تمام فصول بویژه زمستان مستقر است. در جنوب که پرسایه است بخش تابستانی قرار میگیرد.
در شرق که چهره به آفتاب شدید غرب دارد، یورتهای کماهمیت و انبار و غربال جایگزین میگردد. این فضاها بیشتر از سقف نور میگیرند و کمتر در وَ رُوزن به میانسرا دارند. قسمت شرقی بهسبب نامرغوب بودن، در حدی که زاویه مطلوب جهتگیری میانسرا را مخل نباشد، اختصاص به رفع قناسی و ناگونیایی زمین نیز دارد.
لزوماً خاطرنشان میسازد که تقسیمبندی یادشده باتوجه به اولویتهاست وگرنه ابعاد و جهت میانسرا، حوض و باغچه، عوامل آفتابگیر و سایهگستر، اندامهای تهویهگر با گزینش و کاربرد مصالح مناسب و سایر تدابیر متخذه تمامی یورتها را در چهارفصل قابلاستفاده میکند مگر قسمت شرق در تابستان» .
طرح باغچهها و حوضها نیز تنوع بسیار جالبی دارد در باغچه انواع مرکبات، مثل نارنگی، لیموترش، لیمو شیرین، نارنگی و غیره میکاشتند، در جاهای خشک انار که در فصول مختلف سال بسیار زیبا است کاشته میشده است. گیاه خرزهره جهت جلوگیری از تجمع پشه بهکار میرفته است. انواع گلها مثل گل یاس، زنبق سفید، نیلوفر، درخت پیچ و بسیاری چیزهای دیگر نیز مورداستفاده بودهاست. حوضهای داخل حیاط نیز متنوع هستند. این حوضها در شکلهای شش ضلعی ایرانی، ۱۲ ضلعی و مستطیل با تناسب طلایی بودهاند و در بعضی شهرها مثل شیراز حوضها را گرد میساختند.
در خانههای ایرانی اتاقها بهصورت سهدری، پنجدری، تالار و غیره ساخته شده و هر کدام ویژگی خود را داشتهاند. یکی از علایق ایرانیان در ساخت خانهها ایجاد ارتباط بصری بین اتاق و فضای بیرون آن است، گشادگی، فراخی و دید آزاد داشتن جزء طبیعت ایرانی است حتی در حال حاضر نیز همینطور است. در بیشتر جاها از اتاقهای سهدری استفاده میشده ولی در اصفهان بهدلیل آبوهوای آن اتاق یکدری با دری بزرگ داشتند. در کنار در، پاچنگ یا پنجرههای مشبک میساختند.
این اتاقها نیز براساس تناسب طلایی طراحی میشدند. اتاقهایی که از عرض نور میگرفتند نصف تناسب طلایی داشته و درنهایت شکلی متناسب و زیبا بدست میآمدهاست.
نورگیری اتاقها بسته به نوع آن متفاوت بودهاست بعضی از اتاقها که مطلقاً آفتاب به آنجا نمیتابید و نور کم داشت و روشندان در بالای آن میگذاشتند. اندامهایی مثل تَزر یا تَچر یا تابستانخانه، چون در میان دیگر اتاقها محدود بود به این صورت نورگیری میشده است.
عنصر خیشخان برای محیطهای گرم بود و هیچوقت بسته نمیشده است.
اتاق سه دری اتاقخواب خانه بودهاست. برای طراحی آن از نصف تناسب طلایی (مستطیل داخل ششضلعی) کمک می گرفتهاند، (مثلاً 4 متر در ۳ متر و ۴۰ سانت یا ۲ در ۱ متر و ۷۰) . طبیعی است که با این عمق، نور را خوب جذب میکرده است. نکته جالبتوجه برای سهدریها و دیگر اتاقها این بود که هیچوقت از فضای آزاد وارد آنها نمیشدند (در خانههای مناطق معتدل و یا در حجرههای مدارس و کاروانسراها مستقیماً وارد فضا میشدند) و در کنار هرکدام راهرویی در نظر گرفته میشدهاست. ابعاد اتاق طوری بود که مقیاس آن کاملاً انسانی باشد. اندازه آن را طوری در نظر میگرفتند که بهطور مثال در موقع خواب اگر افراد یک خانواده معمولی، بهاضافه اثاثیه و غیره را در کنار هم بگذاریم دقیقاً اندازه شود. در داخل این اتاق دقیقاً پرهیز از بیهودگی مشاهده میشود و هر چیزی در جای خود قرار گرفته است. در پشت اتاق پستویی همراه با دولابی یا گنجههای عمیق دردار جای داشته است، رختخواب وقتی پیچیده میشد مثل پشتی درمیآمد و با ۴ بالش در کنار آن حکم مُبل را پیدا میکرد (بسته به اهمیت افراد تعداد بالشها کموزیاد میشده است) .
در طاقچهها میبایست وسایل روزمرهای مثل آینه، جانماز، آفتابه لگن، سرمهدان و چیزهای دیگر و در رفها یا بالا طاقچهها یا طاقچه بلند، وسایلی که کمتر مورد نیاز بود قرار میگرفتهاست (مثل ظرف شربت، قاشق افشره خوری، لگن فالودهخوری و غیره) .
ارتفاع طاقچه پایین که معمولاً شکل مستطیل داشته یک گز و ارتفاع طاقچه بلند دو گز (۲ متر و ۱۳ سانت) بودهاست. ترکیب نمای خارجی متشکل از سهدری، دو آفتاب شکن یا تابش بند عمودی، گُلجام و خرکپوش بودهاست.
به عنوان اتاق مهمانی بوده که در خانههای با نظام خرده پیمودن عملکرد اتاق نشیمن را داشتهاست. در پنجدریهایی که از طرف طول نور می گرفتهاند از تناسب کل طلایی بهکار گرفته شدهاست. در دو طرف پنجدری نیز دو راهرو قرار داشتهاست. در داخل این اتاق تورفتگی کمی بالاتر از سطح زمین بهنام شاهنشین قرار داشته که در آن مهمانهای بزرگ یا بزرگ خانه مینشستند. در دو طرف پنجدری چراغدان قرار میگرفته است، چراغدان چیزی شبیه بخاری بود ولی در داخل دیوار قرار داشت (هم ایجاد نور میکرد و هم بو را میگرفتهاست) .
در بعضی خانهها که توانایی مالی صاحبخانه کمبود بالاخانهای بهنام فَروار با عملکرد اتاق میهمان روی سردر کوچه میساختند. راه آن از راه پلهای در گوشهی هشتی بودهاست. در قلعهها نیز همین عنصر را داریم.
کربال یا تلوار یعنی ساختمان بزرگ و ریشه واژه تالار است. این فضا برای استفاده فصل گرما بود و به هوای باز راه داشتهاست. در کنار تالار راهروهای بزرگی بهنام تختگاه بود که در انتهای آن راه پلهای برای زیرزمین و بالاخانه قرار می گرفته است. در طبقه بالای آن بالاخانه (اتاق دنج و راحت) جای داشتهاست. بالاخانههای دو طرف تالار را گوشوار نیز میگویند. در کل هر فضایی را که در وسط قرار گیرد میانمار و دو طرف آن را بروار میگویند. ساخت این فضاها به دلایل گوناگونی بودهاست. با توجه به ارتفاع زیاد تالار و رانشی که از طرف طاقهای آن به وجود میآمد این فضاها کمک در رفع رانش میکردند همچنین تناسب بین مادر و بچه (فضای وسط و فضاهای کناری) نیز حفظ شدهاست.
در خانه با پیمون بزرگ در پشت تالار تزر یا تچر یا طنبی با شکل صلیبی و در کنار آن بادگیر قرار میگرفتهاست. سقف تالار مضاعف (دوجداره) بود و در بعضی جاها از اُرُسیهای بزرگ سه لنگهای در تالار استفاده میشده است.
در شمال خانه، اتاق زمستاننشین در تهرانی جای داشته است. این قسمت آفتابگیر و بزرگترین اتاق زمستانی بودهاست. تهرانی دو اتاق کوچک با ارسی داشته و در کنار آن نیز آشپزخانه قرار میگرفته است.
در قسمت زمستان نشین فضایی صلیبی شکل بهنام شکمدریده نیز قرار می گرفته است. یکی از دلایل ساخت این فضا به شکل صلیبی، مسئله نیارشی بودهاست. با توجه به اینکه طاق وسط رانش زیادی داشته، در قسمتهای کناری آن دو طاق کژاوه زده میشد تا این نیروی رانشی را خنثی کند.
این فضا در محلی قرار می گرفته که به اتاق مهمان نزدیک باشد و نقشه آن بنا بر نقشه کلی خانه قابل تغییر بودهاست. اصولاً در گذشته در تابستان غذای گرم نمیخوردند و بیشتر غذای خود را از بیرون تهیه میکردند.
بارهبند محلی مخصوص برای نگهداری چهارپایانی مثل اسب و قاطر یا الاغ و چیزی بهنام تختروان بودهاست.
همانطورکه در ابتدا گفته شد سابقه معماری خانه قدیمیترین مورد معماری بود که از عصر حجر شروع میشود و ساختمانهای دیگر فرع بر آن است. در ایران بنابر شرایط آبوهوایی در نقاط مختلف، خانههای متفاوتی را داریم در شمال خانههای گالیپوش، در غرب ایران خانههای ایواندار، در مناطق گرمسیری خانههای ایواندار و صفهدار و در نقاطی دیگر با توجه به ویژگیهای محلی ساخته شدهاند.
در بعضی از مناطق روستایی ایران، خانههای دارای یک صفه هستند. فضاهای این خانه شامل یک ایوان سرپوشیده و یک اتاق تنور دار میشود.
همین نوع، بیشتر در غرب ایران، به صورتی دیگر ساخته شدهاست. کل خانه ترکیبی از چند اتاق است: اتاقی کشیده بهنام طنبی یا هنجی که تنور نیز در آن قرار میگیرد، اتاق عروس و بهترین اتاق که در وسط قرار گرفته و دارای تزیینات مختلفی است. این اتاق محل پذیرایی نیز بودهاست و در تابستان در ایوان سرپوشیده جلوی آن مینشینند. کُنور یا مخزن یا انبار، اتاق دیگر آن بودهاست. انواع وسایل موردنیاز مثل چیلو یا سیلو برای ذخیره گندم، خمره، تاپو، بستو و چیزهای دیگر را در آن جای میدادند.
فضاهای مشاهدهشده بخشی از فضای یک خانه شهری چهار صفه را تشکیل میدهند.
صفه یا چفته به معنی خمیده یا طاقدار بوده و در خراسان فضای سرپوشیده را میگفتند. نمونهای شبیه آن را در کاخ بیشاپور در فضای مرکزی که بهعنوان حیات بودهاست مشاهده میکنیم.
این خانهها در تابستان خنک بود و در زمستان نیز سرما و برف ساکنین آن را اذیت نمیکرده است، و در واقع فضای مرکزی عملکرد حیات را داشته است. خانههای چهارصفه در نقاط مرکزی ایران بهخصوص در زواره، ساخته شدهاند.
چهارصفه بهصورت صلیبی در مرکز است و چهار گوشه آن اتاقها قرار میگیرند. در یکی از نمونههای مشاهده شده از ورودی کوچه، مستقیماً به درون خانه راه نداشته است. مهمانخانه از راهرو راه داشته و در انتهای راهرو آشپزخانه جای میگرفتهاست. اتاقها مردم وار و اندازه آنها در حدود ۳ گز (۳ مترو ۲۰ سانتیمتر) بودهاست. در داخل اتاق نشیمن دولابه یا گنجه و بخاری و انواع طاقچهها تعبیه شده بودند. در انتهای صفه و رو به حیاط و باغچه، فخرمدین (شبکهای آجری) عنصر جداکننده بودهاست. در داخل حیاط بارهبند یا طویله سرباز و مستراح جای داشتند.
در ۳۶ کیلومتری شهر یزد در محلی بهنام همتآباد، قلعهای قدیمی قرار داشت. خیابانهای آن ۱۲ متری بود و دور تا دور آن خیابانی کمربندی میچرخید. در اینجا نیز خانهای چهارصفه و زیبا ساختهشده بود. خانه دارای دو حیاط بود، بعد از در اصلی، کریاس و در دو طرف آن یک مغازه و هیزمخانه قرار داشتند. دور تا دور حیاط فضاهای مختلف قرار میگرفتند، در پشت مغازه دو اتاق و آشپزخانه جای داشتند و سپس وارد چهارصفه میشدیم. باد گیری هوای مناسب را به داخل هدایت میکرد و در یکی از صفهها اجاقی نیز تعبیه شده بود.
قدمت خانههای چهارصفه به قبلاز اسلام میرسید. گسترش دیگر این نوع خانه بهصورت کوشک (مثل کوشکهای باغها) بودهاست. در باغ جهاننما نمونه خوبی از آن را داریم، کاملترین نمونه آن در هشتبهشت اصفهان مشاهده میشود.
با بزرگ شدن ابعاد خانه چهارصفه و گسترش فضاهای آن، قادر به پوشاندن فضای وسط نبودند و این فضا به حیات تبدیل شدهاست. در طرح جدید در دو طرف حیاط صفه و دو طرف دیگر، اتاقها قرار گرفتهاند.
در تختجمشید خانهای تقریباً با همین نقشه را داریم که در دو طرف حیاط آن ایوانچه و در دو طرف دیگر اتاق قرار دارد.
مشابه همین خانهها در فاصلهای بسیار دور در شهر کاشان مشاهده شدهاست.
همانطورکه گفته شد، در خانههای کاملتر، ارسن خانه شامل اندرونی، بیرونی، بارهبند، حیاط و باغچه، انواع اتاقها (سهدری و پنجدری) تالار، تهرانی، راهروها و فضاهای دیگر میشده است. این عناصر در سه نظام پیمون بزرگ، پیمون کوچک و خرده پیمون طراحی شدهاند.
در خانه با پیمون بزرگ ترکیب فضاها به این صورت است:
از هشتی خانه دو راهرو یکی به فضای اندرونی و یکی به بیرونی راه داشت، در فضای بیرونی سفرهخانه، اتاق میهمان و حیات و در اندرونی دور تا دور حیاط، اتاقهای سهدری، تهرانی، تالار و تزر، حمام و آشپزخانه قرار میگرفتند.
شکل حیات در خانه با پیمون بزرگ از تناسب طلایی بدست میآمدهاست. ابعاد خانه در پیمون بزرگ، ۴۸در۴۸ متر بود است (و یا مساحتی برابر این اندازه دارند، مجموع مساحت اندرونی، بیرونی و نارنجستان) . بررسی روابط متقابل بین فضاهای مختلف این نوع خانهها خیلی جالب است. بهطور مثال آشپزخانه در مکانی قرار داشته که هم به اتاق میهمان و هم به اتاقهای داخلی نزدیک باشد. ابعاد درب و پنجره در پیمون بزرگ یک گز تا دو گز و دو گره بودهاست. از نمونههای زیبای آن میتوان از خانهی نواب رضوی در یزد نام برد.
خانه با پیمون کوچک خانهای ارزان و راحت بودهاست. حیات آن را نیز با تناسب طلایی میگرفتند. ابعاد آن ۳۲ در ۳۲ متر بوده و نمونه موجود آن خیلی فراوان است. ترکیب آن نیز چیزی شبیه به خانه با پیمون بزرگ بود که در وسط آن دو سهدری و یک پنجدری قرار میگرفتند. اتاق مهمان در بیرونی خانه میباشد. ابعاد درب و پنجره در پیمون کوچک ۱۴ الی ۱۶ گره است.
در نظام خُرده پیمون خانه کوچک و درویشانه بوده و ۲ تا ۳ اتاق داشته است و درعینحال دارای اندرونی و بیرونی نیز بودهاست. بهنظر من این خانهها زیباتر از خانههای با پیمون بزرگ هستند. در آنها حداکثر استفاده از سانت به سانت زمین شدهاست. در اینجا سهدریها به پنجدری تبدیل شده و دارای تالار و تهرانی نیز میباشد و راهروها در کنار تالار قرار نمیگرفتند. در بیرونی خانه نیز اتاق و تالار قرار داشتهاند. ورودی بیرونی و اندرونی آن جدا بودهاست. درخرده پیمون عرض درها ۹۲ سانتیمتر بودهاست.
در پایان نام چند خانه قدیمی بهجایمانده آورده میشود: در شهر یزد خانه کبیر، خانه حسینی در محلی فهادان کوچه یوز داران، خانه طاقچه بلندها از قرن هشتم و مدرسهی ضیائیه از قرن هفتم و هشتم که تقریباً یک خانه است.
از خانههای زمان صفویه در جلفای اصفهان، خانه داوید است که آمیختگی با خانههای ارمنی دارد.
در نائین خانهای بهنام خانه پیرنیا، که باقیمانده ۱۲ خانه بهم چسبیده بود و اصل آن از اواخر قرن هشتم یا اوایل قرن نهم است. و تعداد زیادی خانه دیگر بهجامانده در شهرهای کاشان، شیراز و کرمان و غیره.