سرزمین بزرگ ایران از معدود کشورهای جهان است که در طول تاریخ حیات خود ارائه دهنده یک نوع فرهنگ معماری خاص به جهان معماری بودهاست. ویژگیهای مهم فرهنگی و جغرافیایی ایران باعث شده تا تنوع بسیار زیادی در معماری آن وجود داشته باشد. اگر بخواهیم به تبعیت از تقسیمبندیهای جغرافیایی موجود به بررسی اجمالی معماری مناطق مختلف بپردازیم خواهیم دید که حتی یک منطقه جغرافیایی محدود هم عرضهکننده گوناگونیهایی در معماری نقاط مختلف آن است. برای نمونه در استان گیلان که بخشی از سرزمین سرسبز شمال ایران است، به انواع مختلف معماری مسکن در منطقه لاهیجان و لنگرود و اطراف رشت، ناحیه آستارا و بخش شمالی تالش، منطقه فومنات، ارتفاعات دیلمان و ارتفاعات ماسوله و ماسوله رودخان برمیخوریم. با مقایسه دو ناحیه کوهستانی ماسوله و گرگان و معماری بر روی سطح شیبدار این دو مکان تفاوتی آشکار در ساخت معماری مسکن در گیلان و مازندران که دو منطقه همجوار و با ویژگیهای جغرافیایی تقریباً شبیه بههم هستند، دیده میشود.
مناطق دیگری نیز هستند که با وجود قرار داشتن در یک محدوده جغرافیایی، معماری مسکونی آنها یا از جهاتی و یا کاملاً با هم متفاوت است.
معماری بوشهر و دیگر شهرهای ساحلی خلیجفارس همچنین معماری شهرهای یزد، میبد و اردکان نمونههایی از اینگونه میباشد. در مناطق مذکور اگر بخواهیم برمبنای عنصری بنام حیاط دستهبندی از خانهها داشته باشیم میتوانیم تمامی گونههای موجود در بوشهر و ساحل خلیج فارس، یزد، میبد و اردکان را در یک گروه قرار دهیم. اما با ورود به جزئیات خواهیم دید که حتی در یک محدوده معین از بوشهر تا بندرعباس معماری مسکن به یک شکل نیست و تفاوتهایی را در معماری هر کدام از آبادیهای این خطه ساحلی مشاهده مینماییم. مکانهایی هم هستند که باوجود نزدیکی بههم، دو نوع معماری کاملاً متفاوت مسکن را ارائه میدهند. شاید روشنترین مثال، معماری مسکن در ابیانه، نطنز و کاشان باشد که در فاصله ۵۰ الی ۶۰ کیلومتر از هم قرار گرفتهاند. در اینجا هر چند که خانههای نطنز و کاشان دارای حیاط هستند ولی ترکیب کلی فضاهای آنها باهم متفاوت است. و روستاهای اطراف آن بر روی دامنه شیبدار و بدون حیاط ساخته شدهاند.
هر محقق برای آشنایی با معماری ایران و عناصر مختلف مانند مسکن، مسجد، کاروانسرا، حمام و غیره نیاز به تقسیمبندیهایی برای کار خود دارد. هرچند که دو عامل زمان و مکان نیروی محرکه این محقق میباشند، اما همانگونه که میدانیم در ایران بزرگ در یک زمان خاص و در منطقهی کوچک میتوان ویژگیهای مشترک و متفاوت را، با هم مشاهده نمود. پس ناگزیر به انتخاب عوامل دیگری نیز میباشیم که افزون بر بعد زمان و مکان، بتواند در پیشرفت، تنظیم و گردآوری کار کمک بیشتری به ما بکند. انتخاب عناوین گونهشناسی برونگرا و درونگرا، با عنایت به این موضوع صورتگرفته است.
از واژه درونگرایی میتوان معانی مختلفی را استنباط کرد. این واژه قبلاز اینکه رنگ معماری به خود بگیرد از دیدگاه اخلاقی و عرفانی نیز دربرگیرنده معانی و مفاهیمی میباشد. تودار بودن، گرایش به حالات درونی و پرهیز از نشاندادن آن حالات بهصورت تظاهر، بعضی از این معانی میباشد. بحث نپرداختن بهظاهر و درعوض کار بر روی درون و حالات درونی، از طرف بعضی از کار آشنایان به مباحث معماری، به داخل این عرصه نیز کشیده شدهاست تا جاییکه معماری ایران را از این نظر که در نمای بیرون آن و در گذرهای پرپیچوخم چیزی جز خشت و گل دیده نمیشود ولی در داخل دنیایی از پرکاری و زیبایی دارد، درونگرا نامیدهاند.
قبلاز هر چیز میبایست ویژگیهای یک خانه درونگرا را معرفی کرد. این ویژگیها به اختصار عبارتند از:
نداشتن ارتباط بصری مستقیم فضاهای داخل با فضاهای شهری بیرون خود.
فضاهای مختلف آن را عنصری مانند حیاط و یا صفههای سرپوشیده سازماندهی کردهاست بهنحویکه روزنها و بازشوها بهطرف این عناصر باز شوند.
بحث نداشتن ارتباط بصری مستقیم با فضاهای شهری را میتوان از دو زاویه دید اقلیمی و فرهنگی مورد بررسی قرار داد. چنانکه میدانیم بخش بزرگی از سرزمین ایران دارای آبوهوایی گرم و خشک با بارندگی کم، همراه با توفانهای شن و آفتابی سوزان است. سازندگان بناهای این مناطق با شناخت این ویژگیهای محلی و جغرافیایی، خانه را طوری طراحی کردهاند که هر نوع ارتباط مستقیم با عوامل جغرافیایی یادشده، قطع و محیطی امن برای اهل خانه فراهم گردد. آنهایی که در شهری مثل یزد زیستهاند، بهخوبی آگاهند که چگونه طوفان شن از پس چندین در و پنجرهی بسته رو به کوچه، گذر میکند و خود را به اعماق اتاقها میرساند. یکی از موارد سد راه این نوع پدیدهها، بسته نگاه داشتن محیط بیرونی خانه و ساخت دیوارهای بلند بدون منفذ است. همچنین با توجه به محیط گرم و خشک اطراف و بافت متراکم فاقد فضای سبز عمومی، حیاط داخل خانه محیطی مناسب برای ایجاد یک باغ کوچک و حوض آب است. شاید بتوان به این مطالب، موضوع امنیت جانی و حفظ خانواده در برابر حملات بعضی غارتگران که با ایجاد یک محیط بسته و دیوارهای بلند عملی میشده است را اضافه نمود.
این موضوعات هرچند در شکلگیری اولیه خانههای درونگرا نقش داشته ولی در گذر زمان عوامل دیگری نیز در تشدید این درونگرایی مؤثر بودهاست. بحث دور نگهداشتن حریم مقدس خانواده از دید غیر، بحثی است که حداقل، تاریخ خانههای درونگرای ایران را پساز ظهور دین مبین اسلام دگرگون کردهاست. هرچند که تاریخ پیدایش خانههای درونگرا به پیشاز اسلام میرسد ولی دین اسلام با جنبهی تقدس بخشیدن به حریم خانواده و الهی کردن آن، آن را تا اعماق تفکرات سازندگان ایرانی رسوخ داد.
ازاینرو سازنده خانه با رعایت مسائل جغرافیایی، حریمی امن برای خانواده به وجود آورده است. طراحی این حریم به اشکال مختلف در یک یا چند حیاط صورتگرفته است. در این روند خانههای شاخص چند حیاطه با حیاطهای اندرونی و بیرونی ساخته شدهاند.
در شکلدهی خانههای درونگرا حیاط نقش مهمی داشته است ازاینرو لازم است که اشارهای به این عنصر مهم در طول تاریخ معماری داشته باشیم.

نمونه حصار ابتدایی برای یک سرپناه
حیاط در فرهنگ دهخدا به معنی محوطه و هرجای دیوار بست و سرای و خانه آمدهاست. واژههای دیگری مثل ساحت، صحن، میان سرا، صحن سرای نیز بههمین معنی هستند.
از حیاط در خانههای ایرانی به شکلهای مختلف استفادهشده است. بعضی از این موارد بهاختصار چنین است:
حیاط بهعنوان نشانهی حریم تملک.
حیاط، وحدت دهنده چند عنصر خانه.
حیاط، ارتباط دهندهی چند فضا.
حیاط، برای ایجاد محیطی سرسبز و بانشاط.
حیاط، بهعنوان یک هواکش مصنوعی برای گذر جریان بادهای مناسب.
حیاط، عنصری مهم در جهت سازماندهی فضاهای مختلف.
حیاط، بهعنوان حریمی امن و آرام برای آسایش خانواده.
در معماری مسکن خانههای حیاطدار، یک یا چند مورد از عملکردهای یاد شده را میتوان مشاهده کرد. شاید ابتداییترین نحوهی کاربرد حیاط برای ایجاد نشانهای از تملک باشد. البته ایجاد حصار صرفاً بهوسیلهی دیوارهای بلند صورت نگرفته است. در مناطقی مثل دشت گیلان، با احداث پرچینهایی از دیرکهای چوبی و شاخه درختان این حریم را مشخص کردهاند. بعضی از قبایل کوچنشین، حریم سیاه چادرهای خود را با دیوار کوتاه سنگی معین میکنند.
خانههای بیشتر آبادیهای ایران، بهخصوص مناطق روستایی، متشکل از عناصری چون مسکن، انبار، طویل و چیزهایی از این قبیل است. این عناصر یا در طرح کلی مسکن گنجانده شده و یا بهطور مثال طبقه زیرزمین یا طبقه همکف به انبار، طویل، اتاق کار اختصاص دادهشده و یا در یک محوطه باز قرار گرفتهاند. در این حالت حیاط، با ایجاد یک حصار در دور این عناصر آنها را دربر میگیرد.
حیاط افزون بر ایجاد وحدت بین عناصر نوعی ارتباط پیمایشی بین آنها ایجاد میکند، این ارتباط یا از ورودی ساختمان به مقصد دیگر فضاهای پراکنده مثل انبار، آغل و غیره در حیاط صورت میگیرد و یا با استقرار محوطه اصلی تابستانی و زمستانی در جبهههای مختلف ارتباطدهنده بخشهای اصلی خانه میباشد.
ایجاد یک فضای سرسبز و خرم با حوض آب در شکلهای مختلف آن و استفاده از حیاط بهعنوان منظری زیبا برای ساکنان داخل اتاقها یا فضاهایی چون تلار و صفه و نشیمنگاهی برای عصرها و غروب تفتیده مناطق گرم و کویری، از دیگر موارد استفاده حیاط میباشد.
در مواردی نیز حیاط سرسبزی زیاد را نمیطلبد. زیرا وجود درختان و گیاهان باعث شرجی بیشتر میشود و تشدید گرما و رطوبت را بههمراه دارد. ازاینرو در شهری چون بوشهر، باغ به فضایی با مساحت بسیار کم در خانه گفته میشود. حیاط در شهر، عبور دهنده جریان هوای مطبوع به فضاهای مختلف بوده در حین اینکه سازماندهی فضاهای مختلف را در کنار خود بهعهده داشتهاست.
سازماندهی فضاهای مختلف با توجه به عوامل مؤثر در آن یکی از بااهمیتترین عملکردهای حیاط در طراحی خانه بودهاست با توجه به تأثیر گردش خورشید بر جبهههای مختلف خانه، سازندگان آن هر جبهه را به فصلی و ساعتی اختصاص دادهاند. با عنایت به این موضوع، جبهه رو به آفتاب بخش زمستان نشین، جبهه پشت به آفتاب بخش تابستاننشین (در ساعاتی از روز) و جبهه غربی برای ساعاتی از روزهای سرد زمستان در نظر گرفته شده و برای پرهیز از تابش گزنده آفتاب به جبهه شرقی، در بیشتر موارد در این قسمت طاقنما ساختهاند. همچنین در حیاط ورودیهایی به زیرزمینها برای گذراندن روزهای گرم تابستان تعبیه شدهاست. در مناطقی چون یزد و کاشان بخش بزرگی از حیاط بهصورت گودال باغچه ساختهشده است تا علاوهبر دسترسی بهتر به آب زیرگذر قناتها، با کاشت درختان سرسبز و فضاهای درخور، محیطی خنک به وجود آورند.
عامل مؤثر دیگر در سازماندهی، ایجاد حریم امن و آرام برای آسایش خانواده بودهاست که خانههای حیاطدار درونگرا یا با ایجاد فضایی در گوشهای از یک حیاط و خارج از محیط خصوصی خانواده و یا با ساختن حیاطی دیگر بهنام بیرونی به این هدف دست یافتهاند.

ساختمانهای مسکونی روستاتی زاغه با طرح حیاط مشخص در تصویر
بناهای حیاطدار در ایران قدمتی در حدود ۸ هزار سال دارند. بناهای مختلف و خانه بهطور اخص تا رسیدن به شکل حیاط مرکزی کامل، زمانی در حدود ۶ هزار سال را طی کردهاند و در هرکدام از دورههای تاریخی حیاط یک یا چند کاربرد از آنچه یاد شد را داشتهاست. ابتداییترین روش محصور کردن یک سرپناه در داخل یک حصار را میتوان در حصارهای سنگی دُلمنهایی در آذربایجان مشاهده کرد. این حصارها هرچند که ارتفاع زیادی ندارند ولی نشانهای از تفکر در مشخص کردن حدود مالکیت از طرف سازنده آن میباشد. این نوع حصارها را هنوز هم میتوان در مناطقی از ایران چون دشت گیلان و خانههای روستایی گالی پوش با حصاری بهنام «خانه محوطه» مشاهده کرد.
حیاط بهعنوان رابط بین چند فضا در خانههای باستانی تپه زاغه متعلق به هزاره ششم قبلاز میلاد کاوش شدهاست. خانهها متشکل از دو بخش روباز (حیاط) و بسته با فضاهای مسکونی و غیرمسکونی بودهاند. فضاهای بسته به دو بخش برای استراحت و خواب و فعالیتهای روزانه، نگهداری از حیوانات یا انبار کردن تولیدات کشاورزی تقسیم شدهاست. آغل، آشپزخانه و بعضی انبارها نیز در حیاط قرار داشتند خانهها دارای یک تا چند حیاط بودهاند.
در همین مکان، نمونه یک خانهی حیاطدار بسیار ساده با یک اتاق و انباری کوچک -تلاشی ابتدایی برای شکل دادن حیاط- بهدست آمدهاست.
حیاط در شکلهای کاملتر خود و نزدیک به حیاط مرکزی در یک ساختمان معروف به ساختمان سوخته در تپه حصار دامغان کاوش شدهاست. این ساختمان در فواصل مختلف، حصار دفاعی، برجوبارو داشته است. فضاهای مختلف مثل سالن مرکزی، انبارها، آشپزخانه و چند اتاق دیگر رو به حیاط باز میشدند.
ساختمان دیگر بهنام ساختمان سوخته در تپه باستانی حسنلو (1000-۸۰۰ قبلاز میلاد) با حیاط ساخته شدهاست. از ویژگیهای جالب این ساختمان دارا بودن دو حیاط و ارتباط دو حیاط از طریق یک فضای مسکونی است.
بهنظر گیرشمن چغازنبیل در ابتدا با حیاط مرکزی ساختهشده بود. او معتقد است که این ساختمان در طبقات پایینی دارای حیاط مرکزی بوده، هرکدام از این حیاطها دورادور خود فضاهای استراحت، حمام و آشپزخانه داشتهاست. همچنین احتمالا خانههای شهر باستانی شوش نیز دارای یک فضای مرکزی روباز و یا بسته بود که دیگر فضاها به آن باز میشده است.

نقشه چغازنبیل، در تصویر بالا طرح اولیه معبد بازسازی شده است، فضاها دور یک حیاط قرار گرفته اند، نقشه از گیریشمن.
پارتها در معماری خود، از حیاط به مفهوم خاص حیاط مرکزی استفاده کردهاند. آثار بهجامانده کوه خواجه در سیستان و هترا و آشور مؤید این نظر است.
بنای کاخی با حیاط مرکزی و دو ایوان از قرن اول میلادی در کوه خواجه کاوش شدهاست. فضاهای بخشی از این کاخ رو به حیاط باز میشده و با بیرون ارتباط بصری نداشتهاست.
کاخ آشور از قرن اول و دوم میلادی نیز دارای همین ویژگیهای نقشه و با ۴ ایوان در ۴ طرف حیاط ساخته شدهاست. محققان معماری ایرانشناس این طرح را الگویی برای ساخت مساجد چهار ایوانی با حیاط مرکزی در صدر اسلام معرفی کردهاند.

مجموعه بناهای حیاط دار در کوه خواجه

کاخ آشور، این بنا با حیاط مرکزی و چهار ایوان ساخته شده است.
این شیوه ساخت بعدها در آتشکدهی فیروزآباد نیز بهکاررفته است. این بنای بزرگ با سه گنبد و فضاهای جانبی، دارای یک حیاط مرکزی میباشد.
ساسانیان در ادامهی شیوهی ساخت پارتها، بناهای بزرگ حیاطدار مانند: کاخ سروستان، کاخ کسرا در تیسفون و کاخ خسرو در قصرشیرین را ساختهاند.
این شیوه ساخت (بناهایی با حیاط مرکزی) در دوره اسلامی نیز ادامه یافت و تعدادی از اولین مساجد صدر اسلام به این شکل ساخته شدند. از آثار مهم صدر اسلام که دارای این طرح میباشند، میتوان از مسجد جامع فهرج از قرن اول هجری، مسجد تاریخانه دامغان و مسجد جامع نائین نام برد. در دورههای بعد با تلفیق چهار ایوان و حیاط مرکزی نمونه شاخص مساجد ایرانی شکلگرفته است.
از نقشه خانه های صدر اسلام در ایران نمونههای زیادی در دست نیست ولی احتمالاً خانهها در بعضی نقاط با تأکیدی بیشتر بر درونگرایی ساخته میشدند. خانههای بهدستآمده در دو منطقه دور از هم جرجان و سیراف دارای حیاط میباشند.
یکی از قدیمیترین خانههای بهجامانده از قرن هشتم هجری قمری در ایران، خانه طاق بلندها در محله فهادان یزد میباشد. خانه دارای یک هشتی و راهروی پیچدرپیچ است. جبهههای اصلی خانه در دو قسمت رو به آفتاب و پشت به آفتاب است و فضاهایی در جبهه های شرق و غربی ساختهشده است. از ویژگیهای این خانه، کاربرد طاق چهار بخش در پوشش چند فضای آنست.
در دو کتاب مهم قرن نهم هجری درباره یزد، بهنامهای تاریخ یزد و تاریخ جدید یزد شرحی دربارهی عمارتهای مهم یزد نوشته شدهاست. در کتاب تاریخ یزد درباره یک خانه میخوانیم: «... سه خانه نیکو متصل به یکدیگر عمارت کرده و بادگیرهای عالی و باغچه مشجر و چاه خانه و حوض و بر درگاه ساباطی عالی و عمارت بر بالای اصطبل و برکنار باغچه محکمهای بهغایت خوبی متصل به خانه که جهت فرزند دلبند خود مولانای اعظم مجدالدین فضلالله ساخته طنبی و بادگیری متصل آن کرده و دو شاهنشین منقش با جامهای نیکو. » در این کتاب، توصیفهای دیگری دربارهی خانههایی با چند حیاط، و فضایی بهنام مهمانخانه آمدهاست.
از دوره صفویه تعداد زیادی خانه در اصفهان بهجای مانده است. شیراز نیز دارای تعداد زیادی خانه عصر زندیه است. زلزلههای مکرر در ایران باعث تخریب خانههای متعددی در بیشتر شهرها مثل شیراز، کاشان و تبریز شدهاست. از دوره قاجاریه خانههای زیبایی در شهرهای مختلف بهخصوص تبریز، کاشان، شیراز، یزد و چند شهر دیگر به یادگار ماندهاست. در این نوشته سعی بر این شد تا گوشهای از این دفتر بزرگ تورق شود.
منبع : معماری مسکونی ایرانی، درونگرا، معماریان